امام علی 

ناله ای جانسوز دارد در میان بسترش

ناله ای جانسوز دارد در میان بسترش

دستمالی بسته بر زخم عمیقش، دخترش

دیدن این صحنه ها بر زینبش تکراری است

روزگاری بود این دختر کنار مادرش…

شمشیر به فکر دردسر افتاده

شمشیر به فکر دردسر افتاده

یک مرد به حال درد  سر افتاده…

افتاد زمین و یاد زهرایش کرد

انگار هنوز پشت در افتاده…

اي اهل جهان مژده كه صبح ظفر آمد

اي اهل جهان مژده كه صبح ظفر آمد

از مولد مولاي جهاني خبر آمد

از خانه ي حق گشت برون صاحب خانه

در شكل بشر حضرت خيرالبشر آمد

شبیه حضرت مولا کسی دنیا نمی آید

شبیه حضرت مولا کسی دنیا نمی آید

وَ دستی فوق دست مرتضی بالا نمی آید

غدیر  آمد ، همان روزی که احمد گفته با دنیا

پس از من  برخلائق جز علی  مولا نمی آید

علی با حق و حق هم با علیه

علی با حق و حق هم با علیه

ملاک سنجش تقوا علیه

به روی سینه ی زهرای اطهر

مدالی با حروف یا علیه

به نام خداوند منان یکتا

به نام خداوند منان یکتا

خداوند کوه و در و دشت و صحرا

خداوند خالق خداوند رازق

خداوند والی خداوند والا

بازغرقم در عنایات خدا

بازغرقم در عنایات خدا

باز دارم در سر شورو نوا

شور عشق و شور مستی در سرم

 منقبت خوان مقام دلبرم